گریه های نصف شب 2

سلام قَجَری‌دُخت

ساعت سه و بیست و هفت دقبقه صبح

چشام رو باز می‌کنم و همه‌جا تاریک و سکوت

گرمای اشک‌هام رو روی صورتم کاملا حس می‌کنم

گفته بودی هر کی رو دوست دارید بهش بگید چرا اینقدر سختتونه، گفته بودی بگید و مدیون دلتون نمونید

قَجَری‌دُخت، گریه‌ها، هر لحظه بهم میگه که من مدیون دلم شدم.

بهم یادآوری می‌کنه که چقدر دوستت دارم و ازت دورم. لطفا من رو درک کن، نذار دوست داشتنت رو بیشنر از این مدیون دلم باشم.

3:42