هوای حوصله ابری است

باورم نکردی

شبی نیست که از خواب نپرم و این سوال رو ازت نپرسم. چرا باورم نکردی؟ لحظه‌ای نیست به یادت بیفتم و نگم قَجَری‌دُخت تو رو خدا حرفای منو باور کن.

من نمی‌دونم چِم شده. بخدا من تو رو دوست دارم. نمی‌دونم برم به کی حرفمو بزنم. نمی‌دونم به کی بگم که تو رو خدا واسطه شو حرف من رو به قَجَری‌دُخت بگو. بگو من قلباً دوستش دارم. حرف دل منو بهش بزن.

من دلم پیش توعه. بخدا من هر لحظه به یادتم. می‌دونم مشکل تو نیست و خودم باید حلش کنم. می‌دونم هیچ ربطی به تو نداره و این یه حس یه طرفه‌ست. اما میگی چی کار کنم. یادمه که گفتی برای شکل‌گیری یه رابطه باید دو طرف رضایت قلبی داشته باشن. اما میگم کاش یه فرصت بهم می‌دای. آخه به کجا برمی‌خورد؟

تو دنیا به این بزرگی من دلباخته تو شدم و تو نخواستی منو باور کنی، من نمی‌دونم چه جوری بگم که از اعماق تک تک سلول‌های جسمم تو رو دوست دارم. اما این حسرت همیشگی آتیشم می‌زنه. وقتی به این فکر می‌کنم که دیگران برای دوستی‌های سطحی و زودگذرشون خیلی سریع به خواسته‌شون می‌رسن و من برای چیزی که بهش ایمان دارم چرا باید همه درها به روم قفل باشه.

می‌دونم، بخدا می‌دونم مشکل تو نیست، بخدا می‌دونم این حرفا ربطی به شما نداره. من برا دلم خودم می‌نویسم. می‌نویسم یادم بمونه که تو رو چقدر دوست داشتم. من اصلا توقع ندارم تو یه روز اینا رو بخونی.

من ترس تو رو هم درک می‌کنم. می‌فهمم دوست نداری یه بار دیگه آسیب روحی ببینی. بخدا می‌فهمم که دلت از سنگ نیست و شاید ته دلت دوست داشتی بهم اعتماد کنی. اما این‌که نخواستی تو تصمیم‌گیریت به حست بی اعتنا باشی رو هم درک می‌کنم.

اما کاش یه راهی بود که به یه شناخت برسی. کاش راهی بود که می‌تونستی منو بشناسی و بعد تصمیم بگیری.

من نمی‌خوام بگم آدم درستی‌ام. نه این طور نیست. اما من تمام تلاشم رو می‌کردم که تو رو خوشحال کنم. تمام تلاشم رو می‌کردم که از اعتمادی که بهم کردی هیچ وقت پشیمون نشی.

قَجَری‌دُخت من الان یه بازندم. من حتی جرات نمی‌کنم این‌جا اسم واقعی تو رو بیارم. من حتی می‌ترسم در نبودت اسمت رو بیارم و تو ناراحت بشی.

قَجَری‌دُخت این روزا این دکلمه از خسرو شکیبایی رو گوش می کنم و زمزمه می کنم.

زیبا

زیبا هوای حوصله ابری‌‌ست

چشمی از عشق ببخشایم

تا رود آفتاب بشوید

دلتنگی مرا

زیبا

زیبا هنوز عشق

در حول و حوش چشم تو می‌چرخد

از من مگیر چشم

دست مرا بگیر و کوچه‌های محبت را

با من بگرد