روز مرگی ها 32

سلام قَجَری‌دُخت شب به‌خیر. آخرین شب تابستان هم تا چند ساعت دیگر تمام می‌شود. پاییز از راه می‌رسد و فردا فصل جدیدی را شروع خواهیم کرد.

عمر تابستان هم برای امسال به سر رسید. فصل جدیدی از راه رسید و روزهای آینده تغییرات فصل را به وضوح خواهیم دید.

تابستانی که هیچ وقت نمی‌توانم فراموشش کنم، نمی‌دانم ازش به عنوان بهترین تابستان عمرم یاد کنم و یا تلخ‌ترین تابستان. نمی‌دانم سال‌ها بعد باید ازش به عنوان تابستانی که برای اولین بار احساس کردم می‌توانم کسی را دوست داشته باشم یاد کنم و یا این‌که هر وقت به یادش بیفتم به این فکر کنم که نتوانستم به اولین کسی که دوستش داشتم برسم.

در آن فضایی که من احساس کردم شما را دوست دارم کلمات معنای خود را از دست داده‌اند. به هر دوست داشتنی نمی‌شود اعتماد کرد و من کاملاً می‌توانم این را درک کنم.

دوست داشتن کلمه‌ای ذهنی است. فقط گوینده است که می‌تواند به آن وزن بدهد. هر کسی می‌تواند دوست داشتن را با توجه به معیار‌هایی که دارد به کار ببرد.

کلمات ذهنی گمراه کننده‌اند. مثل صبح. ‍وقتی کسی من را نشناسد نمی‌تواند بفهمد که منظورم من از صبح چیست و صبح برای من از ساعت چند شروع می‌شود. همچنان که من نمی‌دانم منظور دیگران از صبح چیست. برای من صبح از ساعت 6 شروع می‌شود و برای دیگری ممکن است صبح از ساعت 8 شروع شود.

دوست داشتن هم همین است، در فضایی که حرف‌های بی سر و ته زیاد گفته می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت که گوینده مسئولیت حرف‌هایش را بپذیرد.

در فضایی که همه چی با کیلو سنجیده می‌شود، دوست داشتن را باید کیلویی چند حساب کرد. در فضایی که هزار نفر آدم با عقاید و طرز فکر‌های متفاوت را یک کیلو می‌نامند و به احساسات آنها بهایی نمی‌دهند، معلوم است دوست داشتن معنایی ندارد. اصلاً از نامش مشخص است جیک جیک. با چند تا کاراکتر محدود فقط می‌توان جیک جیک کرد.

من متوجه‌ام به این دوست داشتن‌ها نمی‌شود اعتماد کرد. اما راهی هم ندارم بتوانم دوست داشتن خودم را به تصویر بکشم. راهی ندارم دوست داشتن را از کلمه‌ای ذهنی به کلمه‌ای عینی تبدیل کنم.

از حُسن‌های شما همین که این فضا را به خوبی درک می‌کنی. متوجه هستی که در اغلب موارد کلمات معنای واقعی خودشان را از دست داده‌اند و به حرف‌های هر کسی نمی‌شود اعتماد کرد.

کاش می‌شد دوست داشتن هم مثل پاییز معنایش مشخص بود. کاش نیاز نبود دوست داشتن را معنا کنیم. همان‌طور که نمی‌شود به تابستان پاییز گفت، همان‌طور که معنای پاییز کاملاُ مشخص است کاش به احساس‌های زودگذر هم برچسب دوست داشتن نمی‌چسباندیم. کاش می‌شد حرمت کلمات را حفظ کرد و در جای مناسب به کار برد.

به این فکر می‌کنم که آیا می‌توانم بگویم واقعاً چگونه دوستت دارم. آیا می‌توانم این حس دوست داشتن را، از کلمه‌ای ذهنی به مفهومی عینی تبدیل کنم یا نه. کاش فرصتی داشتم تا بدانی که چقدر دوستت دارم.❤