روزمرگی‌ها 101

شیشه ی پنجره را باران شُست
از دل من امّـــــا
چه کسـی نقش تو را، خواهد شست؟

 

 

ای خدااا… آخر چه کَس باور کرد؟
جنگل جانـَـــم را….
آتش مِهر تو؛ خاکستر کرد

 

 

تو چنان شَبنم پاک سَحری
نه از آن پاک تری

تو بَهاری
تو بَهاری
نه بهـاران از توســــت…

قَجَری‌دُخت ♥️♥️♥️

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.